آمدنت را در شوق بانتظار نشسته ام!

مي دانم كه نمي داني ...

بي تو غباري از غم بر روي لحظاتم نشسته و

اندوه و دلتنگي چه مغرورانه در روزهايم خودنمايي مي كند .

مي دانم كه نمي داني ...

وقتي نيستي عقربه هاي ساعت خيال رفتن ندارند و

گويي به خواب رفته اند

مي دانم كه نمي داني ...

چه طعمي دارد ، طعم تلخ نبودنت

شيريي را از زندگي ام ربوده است

مي دانم كه نمي داني ...

+ امان از دست دلفريبان روغن نباتي !

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 8:21 توسط **آبی**|

اینجا بدون نام تو تمام حکایت ها ناتمام و تمام روزها تاریک اند ...

 

بی تو عنکبوت وسوسه های شیطانی دور تا دور حجم تنهایی ام را پوشانده ...

 

بیا و بهانه ای باش برای پاره کردن تمام تارهای شیطانی تنیده شده به دورم ...

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 14:41 توسط **آبی**|

زمستان كوله بارش را جمع كرده

وقت رفتن است ، فردا بهار مي آيد

ديگر اينجا ، جايي براي او نيست ،

او به اميدي مي رود كه سال آينده

با شادي برگردد ...

زمستان عزيز يادت باشد ، امسال هيچ نباريدي !

"آبي" اسفند 93

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:56 توسط **آبی**|

كوچۀ باران خورده و

هواي ابريِ دلم ،

اين حال و هوا

فقط تو را كم دارد

كه نيستي و

دلتنگي ات ...

"آبي" اسفند 93

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 15:53 توسط **آبی**|

یک  دو  سه

ازمایش می کنیم

صدا میاد !?

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:38 توسط **آبی**|

آواره ی نجابت چشمان زمستانی ات ؛  

منم . . .

نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ساعت 3:14 توسط **آبی**

آخر تنهایی و  

بی کسی ست  

بی تو  ؛

شب سرد زمستانی را قدم زدن !

نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ساعت 3:6 توسط **آبی**|

تو نیستی و 

این شعرها هم پیامبر نیستند 

که معجزه کنند . . .

نوشته شده در شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ساعت 2:47 توسط **آبی**|

عکس هایت  

دور میزنند ٬ 

تحریم نبودنت را . . .

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ساعت 17:7 توسط **آبی**|

تو که نیستی

نوشتن را که نه , 

تمام زندگی را از یاد برده ام . . .

نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:14 توسط **آبی**|

عصر جمعه است و
  
چاره کار همان "تویی " است که  
  
انگار قصد آمدن ندارد و   
 
دل گیرمان نگه می دارد . . .
نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 15:50 توسط **آبی**|

 ‍« دلتنگی ات »  

با چنان ترکیب هجومی وارد زمین شده  ٬

که با هیچ دفاع اتوبوسی نمیتوان در مقابلش ایستاد . . .

نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 17:14 توسط **آبی**|

بی "تو"  

ضمیرها چه تنهایند . . .

نوشته شده در یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 17:7 توسط **آبی**|

طعم بی تو بودن را چشیده ام  

یک چیزی مثل ِ خرمالوست ،

هنوز یکم گس‌تر . . .

+ [hdj ohgd sj . . .

نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۳۹۳ساعت 4:53 توسط **آبی**|

مرد واسه جبران اشتباه و  

تاوان اشتباه رو ‍‍پس دادن مرد شده . . .  

+ باز می ماند ، کلاف حرف های ناتمام . . .

نوشته شده در شنبه ششم دی ۱۳۹۳ساعت 4:46 توسط **آبی**|

گل سرخ زندگی ام ،

سایه ی گل سفید بالای سرت مستدام باد . . .

نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 17:4 توسط **آبی**

به دست های ما گشوده نشد ، این گره

شاید به چشمهای شما گشوده شود !

بوی خوشت را که نسیم می آورد ؛

هستیم را باد می برد . . .

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 16:53 توسط **آبی**|

احمد سرباز اسیرِ  لبِ مرز و

منِ اسیرِ مرز لب های تو . . .

نوشته شده در شنبه پنجم مهر ۱۳۹۳ساعت 1:56 توسط **آبی**|

واسم سواله : چرا مشهدیا به "سمت چپ" میگن "سمت راست" !!!؟
نوشته شده در پنجشنبه سوم مهر ۱۳۹۳ساعت 1:40 توسط **آبی**|

دلــــــم

برای برق ناخنت هم تنگ شده ،

خودت بماند . . .

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳ساعت 15:28 توسط **آبی**

حالا که خواننده شدی

بخوان ،

ترانه ی بی تو بودنم را . . .

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳ساعت 14:57 توسط **آبی**|

در ذهنم

مرور می شود

هر شب

صدا و سیمای تو . . .

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر ۱۳۹۳ساعت 0:36 توسط **آبی**|

قد بی تو بودنم از قدم بلندتر شده !

+لبخند کج کنج لبت را دوووست دارم . . .

نوشته شده در یکشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۳ساعت 0:44 توسط **آبی**

هر چه رژت را بالاتر بکشی

دمای این اتاق پایین تر می آید ،

تصمیمت را بگیر . . .

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 23:36 توسط **آبی**|

تو ، خود نقش اول این عاشقانه ای

و مرد این قصه زود خواهد مرد . . .

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 6:13 توسط **آبی**|

" تو "

گوشواره های ریز نگینی را زیبا میکنی !

نوشته شده در شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 5:18 توسط **آبی**

وقتی که قرار است کنار تو نباشم

بگذار زمین هر روز بلرزد !

ب  ل  ر  ز  د

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ساعت 6:18 توسط **آبی**

نگاه کن ٬

من انتقام بی تفاوتی هابت را

با عاشقی ام ستانده ام . . .

نوشته شده در جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳ساعت 5:52 توسط **آبی**|

دل بارانی و

بغض رعدگونه ام را دریاب . . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ساعت 4:16 توسط **آبی**

مشق می کنم

 هر شب ،

خطّ چشمِ تو را . . .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۳ساعت 3:21 توسط **آبی**|


آخرین خــــط خــــــــطـــی ها
» 296
» 295
» 294
» 293
» 292
» 291
» 290
» 289
» 288
» 287

Design By : Pichak